۲۴ تکنیک مدیریت کاربردی که هر مدیر باید بداند !
تکنیک های مدیریت به مدیران کمک میکنند هدفها را دقیقتر تعیین کنند، تصمیمهای بهتری بگیرند و فعالیتهای سازمان را با نظم بیشتری پیش ببرند.
تجربه، جایگاه سازمانی و قدرت تصمیمگیری بهتنهایی مدیریت مؤثر را تضمین نمیکنند. مدیران برای رسیدن به نتیجه، به روشهایی نیاز دارند که بتوانند آنها را در محیط واقعی کار اجرا کنند.
بسیاری از مدیران ساعتهای زیادی کار میکنند، اما همچنان با جلسههای طولانی، پروژههای عقبافتاده، مسئولیتهای نامشخص و تصمیمهای پراکنده روبهرو هستند. افزایش ساعت کاری همیشه این مشکلات را حل نمیکند. در بسیاری از مواقع، مدیر باید شیوه برنامهریزی، تصمیمگیری و پیگیری خود را اصلاح کند.
در این مقاله ۲۴ تکنیک کاربردی مدیریت را بررسی میکنیم. این روشها به شما کمک میکنند هدفها را شفاف کنید، وظایف را دقیقتر واگذار کنید، تصمیمها را بسنجید و عملکرد مجموعه را بهبود دهید.
تکنیک های مدیریت چیست؟
تکنیکهای مدیریت مجموعهای از روشهای اجرایی برای برنامهریزی، تصمیمگیری، هماهنگی فعالیتها، کنترل عملکرد و حل مشکلات سازمانی هستند. هر تکنیک به مدیر نشان میدهد در یک موقعیت مشخص چه اقدامی انجام دهد.
برای مثال، قاطعیت یک ویژگی مدیریتی محسوب میشود؛ اما تعیین مهلت، معرفی مسئول هر کار و ثبت نتیجه جلسه، تکنیکهای اجرایی مدیریت هستند.
تکنیک مدیریت با سبک مدیریت نیز تفاوت دارد. سبک مدیریتی رویکرد کلی مدیر در هدایت سازمان را نشان میدهد. تکنیکها ابزارهایی هستند که مدیر در فعالیتهای روزانه از آنها استفاده میکند.
این مقاله درباره ویژگیهای شخصیتی مدیر، روش تشکیل تیم یا انواع سبکهای مدیریتی نیست. تمرکز اصلی آن بر روشهای اجرایی و قابلاندازهگیری قرار دارد.
تکنیک های مدیریت برای هدفگذاری و برنامهریزی

۱. هدفگذاری دقیق با تکنیک های مدیریت
عبارتهایی مانند «فروش را افزایش دهید»، «عملکرد بهتری داشته باشید» یا «رضایت مشتری را بالا ببرید» مسیر مشخصی در اختیار کارکنان قرار نمیدهند.
یک هدف مناسب باید سه موضوع را روشن کند:
- چه نتیجهای انتظار داریم؟
- نتیجه را با چه شاخصی میسنجیم؟
- تا چه زمانی باید به آن برسیم؟
برای مثال، بهجای گفتن «باید فروش بیشتری داشته باشیم»، بگویید:
تا پایان فصل، نرخ تبدیل درخواستهای مشاوره را از ۸ درصد به ۱۲ درصد افزایش میدهیم.
این هدف عدد، زمان و نتیجه مشخص دارد. اعضای مجموعه نیز دقیقاً میدانند چه چیزی اهمیت دارد.
۲. تقسیم اهداف بزرگ با یک روش مدیریت کاربردی
هدفهای بلندمدت بدون برنامه کوتاهمدت معمولاً عقب میافتند. برای جلوگیری از این اتفاق، هدف ماهانه یا فصلی را به اقدامات هفتگی تقسیم کنید.
فرض کنید قصد دارید تعداد مشتریان جدید را افزایش دهید. اقدامات هفتگی شما میتوانند شامل این موارد باشند:
- بررسی عملکرد تبلیغات
- تماس با مشتریان بالقوه
- پیگیری درخواستهای بدون پاسخ
- بهبود صفحه فروش
- تحلیل دلایل از دست رفتن مشتریان
در پایان هفته نتیجه هر اقدام را بررسی کنید. سپس برنامه هفته آینده را براساس دادههای واقعی تنظیم کنید.
۳. تعیین سه اولویت روزانه برای مدیریت بهتر
مدیران هر روز با پیامها، تماسها، جلسهها و درخواستهای مختلف روبهرو میشوند. اگر همه فعالیتها را به یک اندازه مهم بدانید، موضوعات کمارزش زمان زیادی از شما میگیرند.
در شروع روز از خود بپرسید:
کدام سه اقدام بیشترین تأثیر را بر هدفهای اصلی مجموعه دارند؟
ابتدا همان سه اقدام را انجام دهید. بعد از آن به سراغ فعالیتهای کماهمیتتر بروید.
این روش ساده، تمرکز مدیر را افزایش میدهد و از پراکندگی کارها جلوگیری میکند.
۴. تعیین مسئول هر کار با تکنیک های مدیریت
وقتی چند نفر مسئول یک فعالیت باشند، احتمال دارد هیچکس مسئولیت نتیجه را نپذیرد. برای هر پروژه یا اقدام، فقط یک مسئول اصلی مشخص کنید.
مسئول اصلی لازم نیست تمام کارها را شخصاً انجام دهد. او باید هماهنگی را مدیریت کند، پیشرفت را پیگیری کند و نتیجه را گزارش دهد.
برای هر اقدام این چهار مورد را ثبت کنید:
- نتیجه مورد انتظار
- نام مسئول
- زمان تحویل
- معیار تأیید نتیجه
این تکنیک بسیاری از تأخیرها و اختلافهای کاری را کاهش میدهد.
تکنیک های مدیریت برای تصمیمگیری بهتر
۵. تعریف مسئله قبل از تصمیمگیری مدیریتی
برخی مدیران پیش از شناخت دقیق مشکل، راهحل را انتخاب میکنند. در نتیجه، مجموعه زمان و منابع خود را برای حل مسئلهای مصرف میکند که علت اصلی مشکل نیست.
برای تعریف مسئله، این پرسشها را مطرح کنید:
- دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟
- مشکل از چه زمانی آغاز شد؟
- کدام بخش با مشکل روبهرو است؟
- چه شواهدی وجود مشکل را تأیید میکنند؟
- این مسئله چه نتیجهای ایجاد کرده است؟
برای مثال، جمله «فروش ما کم شده است» تعریف دقیقی ارائه نمیدهد. ممکن است تعداد ورودیها کاهش پیدا کرده باشد. شاید تیم فروش پیگیری کافی انجام نمیدهد. احتمال دارد قیمتگذاری نیز مشکل داشته باشد.
ابتدا علت را مشخص کنید. سپس راهحل مناسب را انتخاب کنید.
۶. تکنیک مدیریتی ۱-۳-۱ برای حل مسئله
تکنیک ۱-۳-۱ یک روش ساده برای بهبود حل مسئله است:
- یک مسئله را دقیق تعریف کنید.
- سه راهحل احتمالی بنویسید.
- یک گزینه را بهعنوان پیشنهاد اصلی انتخاب کنید.
از همکاران نیز بخواهید هنگام مطرحکردن یک مشکل، چند راهحل احتمالی ارائه دهند. این روش فرهنگ حل مسئله را تقویت میکند و وابستگی کامل افراد به مدیر را کاهش میدهد.
هدف این تکنیک جلوگیری از گزارش مشکلات نیست. مدیر با این روش افراد را به مشارکت در فرایند تصمیمگیری تشویق میکند.
۷. اطلاعات قطعی را از فرضیات جدا کنید
هر تصمیم مدیریتی ترکیبی از اطلاعات قطعی و فرضیات است. اگر این دو را از هم جدا نکنید، ممکن است برداشت شخصی را واقعیت در نظر بگیرید.
پیش از یک تصمیم مهم، دو ستون ایجاد کنید.
اطلاعات قطعی:
- آمار فروش
- میزان هزینه
- نرخ تبدیل
- ظرفیت کاری
- بازخورد ثبتشده مشتریان
فرضیات:
- مشتریان این ویژگی را میپسندند.
- افزایش قیمت فروش را کاهش میدهد.
- کارمند جدید عملکرد بهتری خواهد داشت.
- رقیب قصد ورود به بازار را دارد.
سپس برای فرضیات مهم، شواهد جمعآوری کنید. این کار کیفیت تصمیمگیری مدیریتی را افزایش میدهد.
۸. برای هر تصمیم مهم، زمان بازبینی تعیین کنید
هیچ تصمیمی را برای همیشه درست فرض نکنید. هنگام اجرای یک تصمیم، تاریخی برای بررسی نتیجه مشخص کنید.
برای مثال، اگر ساختار جلسههای فروش را تغییر میدهید، از ابتدا تعیین کنید که پس از یک ماه این موارد را بررسی خواهید کرد:
- مدت جلسهها
- تعداد تصمیمهای نهایی
- میزان اجرای اقدامها
- تأثیر جلسهها بر فروش
- نظر افراد حاضر در جلسه
پس از ارزیابی، تصمیم را ادامه دهید، اصلاح کنید یا کنار بگذارید.
مدیر حرفهای فقط از تصمیم قبلی خود دفاع نمیکند. او نتیجه را میسنجد و مسیر مناسبتر را انتخاب میکند.
تکنیک های مدیریت وظایف و مسئولیتها
۹. نتیجه را واگذار کنید، نه فقط فعالیت را
تفویض اختیار فقط انتقال یک فعالیت نیست. هنگام واگذاری کار، نتیجه مورد انتظار، میزان اختیار و محدودیتهای اجرایی را نیز توضیح دهید.
بهجای گفتن «با مشتری تماس بگیر»، بگویید:
مشکل مشتری را بررسی کن و تا پایان امروز نتیجه را اعلام کن. برای حل مسئله تا سقف مشخصی اختیار ارائه تخفیف یا خدمت جبرانی داری.
در این حالت، فرد فقط پیام را منتقل نمیکند. او مسئولیت رسیدن به نتیجه را بر عهده میگیرد.
۱۰. سطح اختیار را مشخص کنید
بسیاری از مشکلات زمانی آغاز میشوند که فرد نمیداند چه تصمیمهایی را میتواند مستقل بگیرد.
هنگام واگذاری مسئولیت، یکی از این سطحها را مشخص کنید:
- اطلاعات را جمعآوری کن و گزارش بده.
- چند پیشنهاد آماده کن تا با هم تصمیم بگیریم.
- راهحل مناسب را انتخاب کن و قبل از اجرا تأیید بگیر.
- تصمیم بگیر و نتیجه را گزارش بده.
- مسئولیت کامل این حوزه را مدیریت کن.
سطح اختیار باید با تجربه فرد و اهمیت تصمیم هماهنگ باشد.
۱۱. نقاط کنترل مشخص تعیین کنید
تفویض اختیار به معنای قطع پیگیری نیست. از طرف دیگر، بررسی مداوم جزئیات نیز ریزمدیریت ایجاد میکند.
برای ایجاد تعادل، چند نقطه کنترل تعیین کنید:
- بررسی هدف در شروع کار
- گزارش کوتاه در میانه مسیر
- مشاهده نسخه اولیه
- ارزیابی نتیجه نهایی
با این روش، مدیر از روند کار اطلاع دارد و مسئول کار نیز استقلال کافی پیدا میکند.
۱۲. فعالیتهای تکراری را مستند کنید
اگر یک فرایند فقط در ذهن یک نفر قرار داشته باشد، نبود او روند فعالیت مجموعه را مختل میکند. همچنین افراد مختلف ممکن است یک کار مشابه را با روشهای متفاوت انجام دهند.
برای فعالیتهای تکراری، یک دستورالعمل کوتاه تهیه کنید. این دستورالعمل باید مراحل اصلی، مسئولیتها، ابزارها و معیار تأیید را توضیح دهد.
این فرایندها معمولاً به مستندسازی نیاز دارند:
- پاسخگویی به مشتری
- ثبت سفارش
- پیگیری فروش
- انتشار محتوا
- تهیه گزارش
- تحویل پروژه
- رسیدگی به شکایت
مستندسازی همیشه به فایلهای طولانی نیاز ندارد. یک چکلیست دقیق نیز میتواند کیفیت کار را افزایش دهد.
تکنیک های مدیریت ارتباطات کاری
۱۳. درخواست خود را دقیق بیان کنید
درخواست مبهم معمولاً نتیجه مبهم ایجاد میکند. هنگام واگذاری یک فعالیت، چهار موضوع را روشن کنید:
- فرد باید چه کاری انجام دهد؟
- مدیر چه نتیجهای انتظار دارد؟
- مسئول کار چه زمانی نتیجه را تحویل میدهد؟
- این فعالیت چه اهمیتی دارد؟
بهجای گفتن «این گزارش را زود آماده کن»، بگویید:
گزارش فروش سه ماه گذشته را تا ساعت ۱۴ روز دوشنبه آماده کن. گزارش باید درآمد، تعداد مشتریان، نرخ تبدیل و مقایسه با فصل قبل را نشان دهد.
این شیوه احتمال سوءبرداشت و دوبارهکاری را کاهش میدهد.
۱۴. از تکنیک بازگویی استفاده کنید
برای اطمینان از درک درست پیام، از طرف مقابل بخواهید برداشت خود را توضیح دهد.
برای مثال بگویید:
لطفاً توضیح بده چه کاری انجام میدهی و نتیجه را چه زمانی تحویل میدهی.
این درخواست به معنای بیاعتمادی نیست. مدیر با این روش مطمئن میشود که هر دو طرف برداشت یکسانی از مسئولیت دارند.
تکنیک بازگویی برای پروژههای مهم، مسئولیتهای جدید و درخواستهای چندمرحلهای کاربرد زیادی دارد.
۱۵. بازخورد را براساس رفتار ارائه دهید
جملههایی مانند «دقتت کم است» یا «باید حرفهایتر رفتار کنی» به فرد نشان نمیدهند چه چیزی را باید تغییر دهد.
برای ارائه بازخورد مؤثر، این ساختار را به کار ببرید:
- موقعیت را توضیح دهید.
- رفتار قابلمشاهده را بیان کنید.
- تأثیر رفتار را مشخص کنید.
- اقدام مورد انتظار را توضیح دهید.
برای مثال:
در جلسه روز دوشنبه، سه بار صحبت همکارت را قطع کردی. این رفتار اجازه نداد او گزارشش را کامل ارائه کند. در جلسه بعد صبر کن تا صحبتش تمام شود و سپس دیدگاهت را مطرح کن.
این نوع بازخورد روشن، منصفانه و قابلاجراست.
۱۶. جلسه را با تصمیم نهایی تمام کنید
جلسهای که فقط به گفتوگو ختم شود، ارزش اجرایی کمی دارد. در پایان هر جلسه، این سه مورد را ثبت کنید:
- چه تصمیمی گرفتیم؟
- مسئول هر اقدام چه کسی است؟
- زمان تحویل چه تاریخی است؟
خلاصه تصمیمها را همان روز برای افراد حاضر ارسال کنید. این اقدام از برداشتهای متفاوت جلوگیری میکند.
پیش از برگزاری جلسه نیز از خود بپرسید:
آیا یک پیام، تماس کوتاه یا گزارش میتواند این موضوع را حل کند؟
اگر پاسخ مثبت است، جلسه را حذف کنید.
تکنیک های مدیریت عملکرد
۱۷. برای هر بخش، چند شاخص اصلی انتخاب کنید
اندازهگیری تعداد زیادی شاخص، تمرکز تیم را کاهش میدهد. برای هر بخش سه تا پنج شاخص اصلی انتخاب کنید که با هدفهای مجموعه ارتباط مستقیم دارند.
برای مثال، تیم فروش میتواند این شاخصها را بررسی کند:
- تعداد درخواستهای جدید
- نرخ تبدیل
- میانگین مبلغ فروش
- زمان پاسخگویی
- تعداد پیگیریهای مؤثر
مدیر باید روند تغییر شاخصها را بررسی کند، نه فقط عدد یک روز یا یک هفته را.
۱۸. تفاوت فعالیت و نتیجه را بررسی کنید
مشغولبودن همیشه به معنای عملکرد خوب نیست. ممکن است یک بخش تماسهای زیادی بگیرد، جلسههای متعددی برگزار کند یا گزارشهای فراوانی آماده کند؛ اما نتیجه مطلوبی به دست نیاورد.
برای هر فعالیت این سؤال را مطرح کنید:
این کار چه نتیجه قابلاندازهگیری ایجاد میکند؟
اگر یک فعالیت زمان زیادی مصرف میکند، اما تأثیر مشخصی بر هدف ندارد، آن را حذف یا اصلاح کنید.
۱۹. گلوگاه اصلی فرایند را پیدا کنید
وقتی عملکرد کاهش پیدا میکند، بعضی مدیران فشار بیشتری به افراد وارد میکنند. بااینحال، یک فرایند نامناسب نیز میتواند سرعت کار را کاهش دهد.
تأیید طولانی، اطلاعات ناقص، ابزار نامناسب یا مسئولیت نامشخص میتوانند کل کار را کند کنند.
مسیر انجام کار را از ابتدا تا انتها بررسی کنید:
- بیشترین انتظار در کدام مرحله رخ میدهد؟
- بیشترین خطا کجا اتفاق میافتد؟
- کدام مرحله بیشترین دوبارهکاری را ایجاد میکند؟
- کدام تصمیم به تأیید غیرضروری نیاز دارد؟
ابتدا گلوگاه اصلی را اصلاح کنید. بهبود بخشهای دیگر قبل از رفع گلوگاه، اثر محدودی ایجاد میکند.
۲۰. مرور هفتگی عملکرد برگزار کنید
در پایان هر هفته، یک مرور کوتاه برگزار کنید. این جلسه نباید به گزارشخوانی طولانی تبدیل شود.
چهار پرسش اصلی کافی است:
- این هفته چه نتیجهای به دست آوردیم؟
- کدام هدف محقق نشد؟
- علت اصلی فاصله با هدف چه بود؟
- هفته آینده چه اقدام متفاوتی انجام میدهیم؟
هدف این جلسه پیدا کردن مقصر نیست. مدیر باید از اطلاعات هفته گذشته برای تصمیمهای آینده استفاده کند.
تکنیک های مدیریت تغییر و مشکلات
۲۱. تغییر را با سه سؤال توضیح دهید
افراد معمولاً در برابر تغییری مقاومت میکنند که دلیل و نتیجه آن را نمیدانند.
هنگام معرفی یک تغییر، به سه سؤال پاسخ دهید:
- چرا این تغییر ضرورت دارد؟
- دقیقاً چه چیزی تغییر میکند؟
- هر فرد باید چه اقدامی انجام دهد؟
همچنین توضیح دهید کدام بخشها بدون تغییر باقی میمانند. این اطلاعات ابهام و نگرانی را کاهش میدهند.
۲۲. هر مشکل را به اقدام اصلاحی تبدیل کنید
صحبت درباره مشکل بهتنهایی نتیجه ایجاد نمیکند. پس از بررسی هر مسئله، یک اقدام اصلاحی تعریف کنید.
برای مثال، اگر مشتریان از تأخیر در پاسخگویی ناراضی هستند، این اقدامات میتوانند مشکل را کاهش دهند:
- تعیین زمان استاندارد پاسخ
- معرفی مسئول هر شیفت
- ایجاد پیام اولیه خودکار
- ثبت درخواستها در یک سیستم مشترک
- بررسی روزانه درخواستهای بدون پاسخ
برای هر اقدام، مسئول و مهلت مشخص کنید.
۲۳. تصمیمهای برگشتپذیر را سریعتر بگیرید
همه تصمیمها به یک اندازه بررسی نیاز ندارند.
مدیر میتواند تصمیمهای برگشتپذیر را سریعتر اجرا کند. برای مثال، تغییر زمان یک جلسه یا آزمایش یک پیام تبلیغاتی را میتوان بعداً اصلاح کرد.
اما تصمیمهای پرهزینه یا برگشتناپذیر به بررسی دقیقتری نیاز دارند. عقد قرارداد بلندمدت، تغییر ساختار اصلی مجموعه یا سرمایهگذاری سنگین در این گروه قرار میگیرند.
این تفکیک به مدیر کمک میکند برای تصمیمهای ساده بیش از حد وقت صرف نکند و در تصمیمهای حساس نیز عجله نداشته باشد.
۲۴. بعد از هر پروژه، درسآموختهها را ثبت کنید
پس از پایان پروژه، فقط نتیجه نهایی را بررسی نکنید. تجربههای پروژه میتوانند کیفیت فعالیتهای بعدی را افزایش دهند.
این پرسشها را مطرح کنید:
- کدام بخش خوب پیش رفت؟
- چه موضوعی طبق برنامه جلو نرفت؟
- چه نکتهای را دیر تشخیص دادیم؟
- کدام فرایند به اصلاح نیاز دارد؟
- در پروژه بعدی چه کاری را متفاوت انجام میدهیم؟
نکتههای مهم را ثبت کنید و در برنامه پروژه بعدی قرار دهید. اگر تجربهها فقط در ذهن افراد باقی بمانند، مجموعه دوباره همان اشتباهها را تکرار میکند.
اشتباهات رایج در اجرای تکنیک های مدیریت
اجرای تکنیکهای مدیریت نیز به دقت نیاز دارد. برخی مدیران روشهای مناسب را ناقص یا افراطی اجرا میکنند و نتیجه مطلوبی نمیگیرند.
اجرای همزمان چند روش
تغییر همزمان تعداد زیادی از فرایندها، افراد را سردرگم میکند. ابتدا دو یا سه تکنیک را انتخاب کنید. پس از تثبیت آنها، روشهای بعدی را اجرا کنید.
تمرکز بیش از حد بر ابزار
نرمافزار، فرم و داشبورد بهتنهایی مدیریت را بهبود نمیدهند. ابتدا مسئله و فرایند را مشخص کنید. سپس ابزار مناسب را انتخاب کنید.
واگذاری مسئولیت بدون اختیار
اگر مسئولیتی را واگذار میکنید، اختیار متناسب را نیز در اختیار فرد قرار دهید. مسئولیت بدون اختیار، سرعت کار را کاهش میدهد.
کنترل بیش از اندازه
پیگیری منظم با ریزمدیریت تفاوت دارد. نقاط کنترل مشخص تعیین کنید و جزئیات را بهطور مداوم بررسی نکنید.
نادیدهگرفتن نتیجه اجرای روشها
پس از اجرای یک روش جدید، نتیجه آن را بررسی کنید. ممکن است یک فرایند در ظاهر مناسب باشد، اما در عمل زمان بیشتری مصرف کند یا مشکلات تازهای ایجاد کند.
کدام تکنیک های مدیریت را ابتدا اجرا کنیم؟
لازم نیست همه تکنیکهای مدیریت را همزمان اجرا کنید. ابتدا مهمترین مشکل مجموعه را مشخص کنید.
اگر هدفها شفاف نیستند، هدفگذاری قابلاندازهگیری و تعیین سه اولویت روزانه را اجرا کنید.
پروژهها با تأخیر روبهرو میشوند؟مسئول اصلی، مهلت و نقاط کنترل را مشخص کنید.
اگر همه تصمیمها به مدیر ارجاع داده میشوند، سطح اختیار هر فرد را روشن کنید.</p>
جلسهها نتیجه مشخصی ندارند؟هر جلسه را با تصمیم، مسئول و زمان تحویل تمام کنید.
اگر عملکرد مجموعه قابلسنجش نیست، چند شاخص محدود و کاربرد
ی تعیین کنید.
بهترین تکنیک مدیریت، روشی است که مشکل واقعی سازمان را حل کند؛ نه روشی که فقط جدید یا محبوب به نظر برسد.
چکلیست هفتگی مدیران
در پایان هر هفته، این پرسشها را بررسی کنید:
- آیا هدفهای این هفته روشن و قابلاندازهگیری بودند؟
- آیا هر اقدام مهم یک مسئول مشخص داشت؟
- کدام تصمیم را بیش از حد به تأخیر انداختم؟
- چه مسئولیتی را میتوانم واگذار کنم؟
- کدام جلسه نتیجه اجرایی نداشت؟
- چه فعالیتی زمان زیادی گرفت، اما نتیجه کمی ایجاد کرد؟
- گلوگاه اصلی فرایند کدام بود؟
- چه بازخوردی باید ارائه دهم؟
- کدام فعالیت به مستندسازی نیاز دارد؟
- مهمترین اولویت هفته آینده چیست؟
این چکلیست به مدیر کمک میکند مشکلات کوچک را قبل از تبدیلشدن به بحران تشخیص دهد.
جمعبندی
تکنیکهای مدیریت زمانی ارزش ایجاد میکنند که مدیر آنها را در فعالیتهای روزانه اجرا کند. هدفگذاری دقیق، معرفی مسئول، تفویض اختیار، تصمیمگیری براساس شواهد، بازخورد روشن و ارزیابی عملکرد میتوانند کیفیت مدیریت را بهبود دهند.
برای شروع، دو یا سه تکنیک متناسب با مشکل اصلی مجموعه انتخاب کنید. آنها را چند هفته اجرا کنید و نتیجه را با یک شاخص مشخص بسنجید. سپس روش خود را اصلاح کنید و سراغ تکنیکهای بعدی بروید.
مدیر حرفهای فقط به تجربه گذشته تکیه نمیکند. او روشهای خود را بررسی میکند، از نتیجه تصمیمها درس میگیرد و برای بهبود فرایندهای کاری اقدام میکند.
از آشنایی با تکنیک های مدیریت تا اجرای حرفهای آنها
اجرای درست تکنیکهای مدیریت به شناخت حوزههایی مانند استراتژی، تصمیمگیری، بازاریابی، مدیریت مالی، منابع انسانی و رفتار سازمانی نیاز دارد.
در صفحه دوره MBA میتوانید سرفصلهای آموزشی و مسیر یادگیری مدیریت کسبوکار را بررسی کنید.
مطالب زیر را حتما بخوانید
-
KPI چیست؟ هر آنچه مدیران باید درباره شاخصهای کلیدی عملکرد بدانند
105 بازدید
-
اشتباهات رایج در انتخاب دوره MBA که قبل از ثبتنام باید بدانید
213 بازدید
-
باید ها و نباید های راه اندازی کسب و کار
8.78k بازدید
-
آموزش مدیریت
850 بازدید
-
تفاوت بیزنس مدل و بیزنس پلن در چیست؟
987 بازدید
-
9 دلیل برای شرکت در دوره MBA
9.18k بازدید


دیدگاهتان را بنویسید