دلایل شکست استارتاپ ها (22 دلیل رایج)
تصور کنید روزی در حال قدم زدن در خیابانی شلوغ هستید و ناگهان با یک ایده بکر و نوآورانه برخورد میکنید. ایدهای که میتواند دنیای کسبوکار را تغییر دهد. از همین لحظه، شما یک کارآفرین میشوید. اما آیا میدانید که از هر ۱۰ استارتاپ، ۹ تای آنها شکست میخورند؟ چرا با وجود تمام تلاشها، سرمایهگذاریها و ساعتها کار سخت، بسیاری از استارتاپها در مسیر خود با مانعهای غیرقابل عبوری مواجه میشوند؟ در این مقاله، قصد داریم نگاهی به دلایل شکست استارتاپ ها داشته باشیم تا بتوانید با آگاهی بیشتر و استراتژیهای بهتری وارد این دنیای پر چالش شوید و شانس موفقیت خود را به طرز چشمگیری افزایش دهید. پس با ما همراه شوید و از تجربیات این مقاله برای موفقیت در استارتاپ خود بهره ببرید.
انواع استارتاپ
استارتاپ ها به دستههای مختلفی تقسیم میشوند که هر کدام ویژگیها و اهداف خاص خود را دارند. در زیر به برخی از انواع استارتاپها اشاره میشود:
1- فناوری
این نوع استارتاپها بر پایه فناوریهای نوین مانند نرمافزار، سختافزار، هوش مصنوعی، بلاکچین و اینترنت اشیا (IoT) بنا شدهاند. هدف آنها ایجاد راهحلهای نوآورانه برای مشکلات موجود است.
2- اجتماعی
این استارتاپها با هدف حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی تأسیس میشوند. آنها معمولاً به دنبال ایجاد تأثیر مثبت در جامعه هستند و ممکن است مدل کسبوکار خود را به گونهای طراحی کنند که علاوه بر سودآوری، به بهبود شرایط زندگی افراد نیز کمک کنند.
3- تجاری (B2B)
این نوع استارتاپها خدمات یا محصولات خود را به کسبوکارها ارائه میدهند. آنها معمولاً بر روی بهبود کارایی و کاهش هزینههای شرکتها تمرکز دارند.
4- مصرفکننده (B2C)
این استارتاپها مستقیماً به مصرفکنندگان نهایی خدمات یا محصولاتی ارائه میدهند. هدف آنها جذب مشتریان و ایجاد تجربهای مثبت برای آنهاست.
5- مقیاسپذیر
این نوع استارتاپها به گونهای طراحی شدهاند که بتوانند به سرعت رشد کنند و به بازارهای جدید وارد شوند. آنها معمولاً به دنبال جذب سرمایهگذاریهای بزرگ برای گسترش سریع هستند.
6- فینتک
این استارتاپها در زمینه فناوری مالی فعالیت میکنند و به ارائه خدمات مالی نوآورانه مانند پرداختهای آنلاین، وامدهی دیجیتال و مدیریت مالی میپردازند.
7- سلامت (Healthtech)
این دسته از استارتاپها بر روی فناوریهای مربوط به حوزه سلامت و پزشکی تمرکز دارند و به دنبال بهبود کیفیت خدمات پزشکی و درمانی هستند.
8- آموزشی (Edtech)
این استارتاپها با هدف بهبود فرآیند یادگیری و آموزش تأسیس میشوند و از فناوری برای ارائه محتوای آموزشی و ابزارهای یادگیری استفاده میکنند.
9- محیط زیستی
این نوع استارتاپها به مسائل زیستمحیطی پرداخته و به دنبال راهحلهایی برای کاهش آسیب به محیط زیست هستند.
10- خردهفروشی آنلاین
این استارتاپ ها محصولات را به صورت آنلاین به مشتریان عرضه میکنند و معمولاً از مدلهای تجارت الکترونیک استفاده میکنند.
هدف استارتاپ چیست؟
هدف استارتاپ ها معمولاً چند بعدی است و میتواند بسته به نوع استارتاپ، بازار هدف و بنیانگذاران آن متفاوت باشد. اما به طور کلی، اهداف اصلی استارتاپها شامل موارد زیر است:
-
حل مشکل
بسیاری از استارتاپها با هدف حل یک مشکل خاص یا برآورده کردن یک نیاز در بازار تأسیس میشوند. این مشکل میتواند در هر حوزهای باشد، از فناوری و سلامت گرفته تا محیط زیست و آموزش.
-
ایجاد ارزش
استارتاپ ها به دنبال ایجاد ارزش برای مشتریان، سهامداران و جامعه هستند. این ارزش میتواند به صورت محصولات یا خدمات جدید، بهبود کیفیت زندگی یا افزایش کارایی در فرآیندها باشد.
-
رشد و مقیاسپذیری
بسیاری از استارتاپ ها به دنبال رشد سریع و مقیاسپذیری هستند. آنها میخواهند با جذب سرمایهگذاری و گسترش به بازارهای جدید، به سرعت توسعه یابند.
-
نوآوری
استارتاپ ها معمولاً بر پایه نوآوری بنا شدهاند و به دنبال ایجاد راهحلهای جدید و خلاقانه هستند که بتوانند بازار را متحول کنند.
-
سودآوری
در نهایت، هدف اکثر استارتاپها دستیابی به سودآوری پایدار است. آنها باید بتوانند هزینههای خود را پوشش دهند و در بلندمدت به یک مدل کسبوکار پایدار دست یابند.
-
تأثیر اجتماعی
برخی از استارتاپها به دنبال ایجاد تأثیر مثبت در جامعه هستند. این دسته از استارتاپها ممکن است تمرکز بیشتری بر روی مسائل اجتماعی، اقتصادی یا زیستمحیطی داشته باشند.
-
جذب سرمایه
بسیاری از استارتاپ ها به دنبال جذب سرمایهگذاری از طریق سرمایهگذاران خطرپذیر، شتابدهندهها یا منابع دیگر هستند تا بتوانند رشد و توسعه خود را تسریع کنند.
اصلی ترین دلایل شکست استارتاپ ها چیست؟
شکست در میان استارتاپها روز به روز در حال افزایش است. طبق آمار، بسیاری از شرکتهای نوپا در پنج سال اول فعالیت خود با شکست مواجه میشوند. اما چرا؟ آیا کمبود سرمایه عامل اصلی است؟ یا رقابت شدید در بازار؟ حقیقت این است که بسیاری از استارتاپها نه به دلیل نبود ایده، بلکه به دلیل ضعف در استراتژی کسبوکار و نبود مشاوره استراتژی کسبوکار شکست میخورند. دلایل شکست استارتاپ ها شامل مدیریت نادرست، نداشتن بازار مناسب، مشکلات مالی، تیم ناکارآمد و نادیده گرفتن نیازهای مشتری است.
بدون استراتژی کسبوکار هوشمندانه و دریافت مشاوره استراتژی کسبوکار، حتی بهترین ایدهها نیز به شکست میانجامند. بسیاری از کارآفرینان بدون برنامهریزی مشخص و نادیده گرفتن کمبودهای استارتاپشان با چالشهایی مواجه میشوند که میتوانستند از آنها جلوگیری کنند.
در این مقاله، دلایل شکست استارتاپ ها را بررسی میکنیم و نشان میدهیم که چگونه یک استراتژی قوی و مشاوره تخصصی میتواند احتمال موفقیت شما را چندین برابر افزایش دهد.
رایج ترین دلایل شکست استارتاپ ها
1- تعصب و زیاد روی ایده استارتاپ ها
آمارها نشان داده ، تیمهایی که روی ایده استارتاپ تعصب زیادی دارند خیلی زود با شکست رو به رو می شوند. معمولا ایده ها در گذر زمان باید دست خوش تغییرات شوند و به بهترین شکل ممکن تبدیل شوند. روی ایده های اولیهتان هیچ تعصبی نداشته باشید و مطمئن باشید که با انعطاف میتوان به نتایج بهتری رسید. شرکت بزرگ نوکیا هم در زمینه تولید کاغذ فعالیت داشت، اما در نهایت به یک شرکت بزرگ و موفق تولید تجهیزات الکترونیک تبدیل شد. پس روی ایدهتان تعصب نداشته باشید تا به موفقیت برسید.
2- اطلاعات ناکافی درباره ماهیت استارت آپ ها
افرادی با شنیدن اینکه استارتاپ ها میتوانند به درآمدهای نجومی برسند، وارد این حوزه می شوند، درحالی که هیچ اطلاعاتی درمورد آن ندارند. در ابتدا باید توجه کرد که ماهیت استارتاپ بر نو و جدید بودن خدمت و محصولی است که ارائه میدهد. رسیدن به درآمد در فاز بعدی اولویت ها قرار دارد.
بنابراین افرادی که استارتاپ راه اندازی می کنند نباید از ایده و افکار دیگران تقلید کنند. زیرا آن ایده یا به موفقیت رسیده است که جایی برای تکرار آن نیست یا اگر هم قبلاً شکست خورده باشد ،افرادی روی آن کار کردهاند و برطبق قانون امتیاز آن ایده در اختیار آنها قرار دارد.
3- چالش های بازار
محصولات یا خدمات شما به بازار نیاز دارد. اگر بازاری برای محصولاتی دارید وجود نداشته باشد، کسب و کار نوپای شما با شکست رو به رو خواهد. محدود بودن بازار یا عدم وجود آن دارای علائمی است. این علائم عبارتند از :
- اتفاق ترغیبکنندهای وجود ندارد که مشتری را به خرید محصولات یا خدمات شما مجاب کند. شما قدرت اثبات ارزش محصول یا خدمت خود را به او نداشته اید. آن دسته از نمایندگان فروشی که در کار خود حرفه ای هستند میگویند: برای اینکه شما بتوانید در شرایط رقابتی امروزه خدمات و یا محصول خود را به فروش برسانید باید خریدارانی پیدا کنید که به شدت نیازمند محصول شما هستند.
- موضوع دیگر زمانبندی غلط در بازار است. ممکن است چند سال از بازار موردنظر خود عقب تر یا جلوتر باشید و یا بازار امروزه آمادگی فروش محصولات یا خدمات شما را نداشته باشد.
4- عدم و ضعف برنامه ریزی
این دلیل به ویژه در مورد صاحبین مشاغل کوچک صدق می کند. آنچه شما فکر می کنید که یک ایده تجاری خوب روی کاغذ به نظر می رسد ممکن است در واقعیت چندان اصلا مناسب نباشد. این بدان معنا نیست که شما باید افکارو عقیده های خود را نادیده بگیرید. در عوض ، به این معنی است که شما باید کمی جست و جو و برنامه ریزی تجاری انجام دهید.حفظ یک مدل تجاری پایدار مستلزم این است که خود را از رقبا متمایز کنید.
5- عدم آمادگی لازم برای اتفاقات پیش بینی نشده
صاحبان استارتاپ ها و کارآفرینان به جای اینکه مشکلات را پیش بینی کنند، تلاش می کنند تا به آنها واکنش نشان دهند، بنابراین، وقت و هزینه زیادی را هدر می دهند. اتفاقات پیش بینی نشده مانند بلاهای طبیعی، رکود اقتصادی یا جنگ ها ناگزیر اتفاق می افتند، در حالی که نمی توان جلوی بسیاری از این مسائل را گرفت، وظیفه شما این است که به عنوان یک استارتاپ، از قبل برای این اتفاقات برنامه ریزی و چاره اندیشی کرده باشید.
6- نداشتن بودجه کافی
حتی اگر محاسبات کسبوکار شما روی کاغذ سودآور باشد اما پول کافی برای پرداخت بهکارمندان یا فروشندگان در اختیار نداشته باشید، شکست کسب وکار شما قطعی خواهد بود. ۲۹ درصد از عدم موفقیتهای شرکتها بهدلیل کمبود بودجه است.
7- تمایز در قیمت و نوع محصولات
تنها دو راه برای رقابت موفقیتآمیز در بازارهای امروزی وجود دارد:
- قیمت پایینتری برای آن در نظر گرفته شود.
- محصول شما باید از تمامی محصولات مشابه در بازار، متمایز باشد.
استراتژی قیمت پایین معمولاً برای استارتاپها چندان کارساز نیست، زیرا رقبای آنها بودجههای کلانتری در اختیار دارند و میتوانند بهراحتی با این روش مقابله کنند. در عوض، تمایز در محصول میتواند برگ برنده شما باشد. بااینحال، بسیاری از استارتاپها به دلیل ضعف در استراتژی کسبوکار و نداشتن مشاوره استراتژی کسبوکار شکست میخورند. آنها یا بازار هدف مناسبی ندارند، یا محصولشان بهاندازه کافی متمایز و کاربردی نیست.
بنابراین، مهمترین شرط برای تمامی استارتاپها این است که محصولی منحصربهفرد و ارزشمند ارائه کنند. اگر نمیدانید چرا محصول شما بهترین گزینه برای مشتریان است یا دلیلی قانعکننده برای خرید آن ندارید، باید در طرح تجاری و استراتژی کسبوکار خود تجدیدنظر کنید. در بسیاری از مواقع، معرفی نکردن یک محصول، بهتر از معرفی یک محصول ضعیف است، زیرا این کار میتواند به از دست رفتن سرمایه و فرصتهای شما منجر شود.
8- شناسایی بازار هدف
شناسایی بخش مورد نظر از بازار هدف نیز امری بسیار حیاتی است. علاوه بر این نباید نحوه ی دسترسی به بخشهای بازار هدف را نیز فراموش کنید. باید قبل از راهاندازی کسب و کار، از نحوه ی قطعی کردن فروش محصول یا خدمات خود اطمینان حاصل کنید. یک راز مهم در این بخش این است که بسیاری از محصولات را ابتدا باید فروخت و سپس تولید کرد تا با تعداد زیادی از محصولات در انبار خانه خود مواجه نشوید. در این میان، آموزش بیزینس مدل به شما کمک میکند تا از ابزارهای مختلفی برای تحلیل بازار، پیشبینی نیاز مشتری و بهینهسازی فرآیند تولید و فروش استفاده کنید. بیزینس مدل به شما کمک میکند تا استراتژیهای فروش، کانالهای توزیع، و ارتباط با مشتریان را به درستی شناسایی کرده و به یک مدل پایدار برای کسب و کارتان دست یابید.
9- کپی برداری از دیگران و نبود خلاقیت
آنچه که موجب پیشرفت استارتاپ های جدید میشود، داشتن تمایز و منحصربهفرد بودن آنهاست. برای شروع هر استارتاپ باید بتوانید متمایز از سایر استارت آپ ها عمل کنید وگرنه، به زودی از چرخه بازی با سایر رقبا حذف خواهید شد.
10- رشد ناپایدار
در تجارت، آهسته و پیوسته در بیشتر اوقات برنده مسابقه می شود. گسترش ناگهانی و سریع،که معمولاً نیازمند تأمین اعتبار از طریق وام است ، می تواند در صورت تغییر بازار و یا عملکرد نادرست به نتیجه معکوس منجر شود.
11- تمرکز زیادی روی یک رقیب
گاهی برخی از استارت آپ ها تنها بر روی یک رقیب تمرکز میکنند و توجهی به سایر رقبا ندارند. تمرکز بیش از اندازه تنها بر روی یک رقیب منجر به بیراهه رفتن استارتاپ و در نهایت شکست شما خواهد شد.
12- استفاده ایده در زمان درست
در مثالی ساده میتوان گفت، شما نمیتوانید در تابستان لبو داغ بفروشید و انتظار موفقیت داشته باشید. هر محصول یا خدمات زمان مخصوص به خود را دارد؛ البته برای برخی از خدمات و محصولات بازه زمانی خاصی وجود ندارد و همیشه نیاز آن وجود دارد. بنابراین براساس زمان درست و مناسب، فعالیت و ایده خود را برنامه ریزی کنید تا با شکست استارتاپ خود مواجه نشوید.
13- بازاریابی غیر اصولی
بازاریابی درست و اصولی یکی از اصلیترین دلایل موفقیت استارتاپ ها است. اگر نتوانید به درستی بازاریابی کنید، با شکست رو به رو خواهید شد . برای بازاریابی درست و اصولی میتوانید از راهنمایی متخصصان بخش مشاوره بازاریابی و فروش بهرهمند شوید.
14- نبود الگوی تجاری
بهطور تعجب آوری ۱۷ درصد از استارتاپ ها اذعان داشتند بهدلیل نداشتن الگوی تجاری مناسب ، پیشرفت در کار به نوعی امکان پذیر نیست. بهرغم ارائه محصولات جدید و داشتن ایده با شکست روبهرو شدند، زیرا هیچ ساختار زیربنایی برای حمایت از محصولات خود نداشتند.
15- تیم مدیریتی ضعیف
مدیریت تا حدودی به نگرش و طرز فکر شما مربوط می شود و بر نتیجه نهایی شما تأثیر می گذارد.
تیم مدیریتی ضعیف در چند بخش مرتکب اشتباهات جبران ناپذیری میشود:
- تیم مدیریتی ضعیف، در اجرا ضعف دارد؛ ضعف در اجرا این مشکلات را ایجاد میکند که محصول در زمان مقرر ساخته نمیشود و به بازار روانه نمی شود.
- این تیم، اغلب درمورد راهبرد ضعیف است، محصولاتی را تولید می کند که هیچکس حاضر به خرید آنها نیست، چرا که نتوانسته برای راستیآزمایی ایدهها، در زمان تولید و توسعه به اندازهی کافی کار انجام دهد.
- تیم مدیریتی ضعیف، تیمهای زیردست ضعیفی دارد.به عبارت دیگر بازیکنان قوی فقط بازیکنان قوی را به کار میگیرند و بازیکنان درجهی متوسط هم فقط بازیکنان درجهی ضعیف را (چرا که بازیکنان درجهی متوسط نمیخواهند برای سایر بازیکنان درجهی متوسط کار کنند.) بنابراین وقتی تیم مدیریتی ضعیف باشد، بقیهی اعضای شرکت هم ضعیف خواهند بود و اجراهای ضعیف باعث شکست استارتاپ می شود.
16- انتظارات غلط
برخی از صاحبین استارتاپ ها گمان میکنند که به محض ورود به دنیای کسب و کار میتوانند به کسب درآمد عالی و سوددهی برسند. دقت کنید که این عقیده و انتظارات باعث میشود تا در صورت به وجود آمدن مشکلات، دلسرد شده و از ادامه دادن پشیمان شوید.
17- انتخاب شریک نادرست
صاحبان استارتاپ ها ممکن است به این دلیل که شنیده اند، مجموعه ها معمولاً با شکست مواجه میشود، از انتخاب شریک خودداری می کنند. در واقع شراکت آداب خاص خود را دارد که با پیروی از آن ها میتوان وارد یک شراکت درست و سالم شد.
بنابراین اگر بدون اگاهی درمورد این موضوع شریک نامناسب انتخاب شد، نتیجه آن حتما شکست استارتاپ خواهد بود. این موضوع به عنوان دلیل شکست استارتاپ های ایرانی بسیار مشاهده میشود، چرا که در کشور ایران به دلیل تعارف و رودربایستی و عدم شفافیت در روابط، افراد توقعات خود را در همان ابتدای کار بازگو نمی کنند و موجب مشکلات بزرگتری میشوند. پیشنهاد می شود قبل از اقدام به انتخاب شرکا حتما برای یادگیری مهم ترین اصول شراکت در کار اقدام کنید تا در زمان توسعه استارتاپ با مشکل رو به رو نشوید.
18- هزینه و قیمت گذاری نادرست
بهطور ساده میتوان گفت سودآوری یک ارتباط بسیار ساده از هزینهها در برابر قیمتگذاری است. اگر قیمتها بیش از حد بالا باشد رقابت در بازار دچار مشکلاتی خواهد شد. از طرفی هم اگر قیمتها پایین باشند یا هزینهها بسیار بالا در حقیقت شما سودی نخواهید کرد. مانند ۱۸ درصد از استارتاپ ها که علت عدم موفقیت را تعیین نادرست قیمتها و هزینه ها میدانند.
19- درگیریهای داخلی
وجود درگیری در میان اعضای تیم به نفع هیچ استارتاپی نیست، به ویژه که این اختلافات در میان شرکا و سرمایهگذاران دیده شود که در نهایت باعث می شود بودجه و سرمایه استارتاپ کاهش پیدا کند و خطر شکست را بالا ببرد.
20- موانع قانونی
اگر درگیر شکایات و اختلافات،دعاوی حقوقی و از این قبیل کارها شوید شرکت به احتمال زیاد با شکست رو به رو خواهد شد، ۸ درصد از کسبوکارهای نوپا بهدلیل چالش موانع قانونی به مشکل می خورند و از گردونه خارج می شوند.
21- مشکل در محصولات
یکی دیگر از دلایل شکست استارتاپ ها این است که آنها محصول یا خدماتی را توسعه نمیدهند که متناسب با نیاز بازار باشد. این امر میتواند ناشی از ضعف در اجرا یا مشکلی راهبردیتر باشد که مانع از رسیدن به تناسب بازار و محصول میشود.
در بیشتر مواقع اولین محصولی که توسط استارتاپ به بازار وارد می شود متناسب با نیاز بازار نیست. در بهترین حالت برای رسیدن به تناسب، باید محصول چندین بار مورد بازبینی و تجدیدنظر قرار بگیرد.در بدترین حالت هم، محصول بسیار بد است و باید به فکر محصول دیگری افتاد. اگر این اتفاق بیفتد، مشخص است که تیم مدیریتی قادر نبوده است در زمان ساخت و توسعه، ایدهها را با مشتریان ، راستیآزمایی و اعتبارسنجی کند.
22- هزینه های غیر ضروری
هزینه های یک استارتاپ بسیار زیاد است که میتواند شامل نیروی کار، فضای اداری، مواد، بازاریابی، استخدام، تحقیق و موارد دیگر باشد. همچنین ممکن است خرید چیزهایی که باعث می شود کسب و کار شما حرفه ای و موفق تر به نظر برسد، وسوسه انگیز باشد. با این حال، خرید های غیر ضروری و اتلاف بودجه یکی از دلایل شکست استارتاپ است.
کلام آخر
در نهایت، موفقیت در دنیای استارتاپها به ترکیبی از تلاشهای هوشمندانه، انعطافپذیری در برابر چالشها، و یادگیری از شکستها بستگی دارد. هر استارتاپی، حتی اگر در ابتدا شکست بخورد، میتواند فرصتی برای یادگیری و رشد باشد. با بررسی دقیق دلایل شکست استارتاپ ها و آمادگی برای مقابله با مشکلات رایج، میتوانید شانس موفقیت خود را بهطور چشمگیری افزایش دهید. توجه به دلایل شکست استارتاپ ها و تحلیل دقیق آنها میتواند به شما کمک کند تا از اشتباهات گذشته جلوگیری کنید و با یک استراتژی قوی به پیش بروید.
اما بیش از هر چیز، داشتن روحیه قوی، ایمان به ایدههای خود و استفاده از تجربیات دیگران میتواند مسیر شما را هموار کند. فراموش نکنید که هیچ مسیر آسانی برای موفقیت وجود ندارد، اما کسانی که با دانش و آمادگی وارد این دنیای پرچالش میشوند، در نهایت میتوانند به نتایج شگفتانگیزی دست یابند. به یاد داشته باشید که شکست بخشی از مسیر است، اما توانایی برخاستن و ادامه دادن، آن چیزی است که شما را از دیگران متمایز میکند. بنابراین، قدم اول را بردارید و با اعتماد به نفس و استراتژیهای درست، وارد دنیای استارتاپها شوید. موفقیت منتظر شماست.
دیدگاهتان را بنویسید