چرا فروش ندارم؟ 11 علت واقعی فروش نداشتن و راه حل آن

«چرا فروش ندارم؟» یکی از مهم ترین سوال هایی است که یک صاحب کسب و کار میتواند از خودش بپرسد؛ مخصوصاً زمانی که محصول خوبی دارد، برای تبلیغات هزینه میکند، در اینستاگرام یا سایت فعالیت دارد، اما تعداد مشتری ها و سفارش ها با چیزی که انتظار داشته فاصله زیادی دارد.
وقتی فروش نداریم معمولاً اولین متهمها قیمت، وضعیت بازار، رقبا یا قدرت خرید مردم هستند. این عوامل میتوانند روی فروش تأثیر بگذارند، اما همیشه علت اصلی نیستند.
گاهی مشتری شما را نمیبیند. بعضی اوقات میبیند اما دلیلی برای انتخاب شما ندارد. گاهی وارد سایت یا پیج میشود ولی اعتماد نمیکند. گاهی حتی پیام میدهد اما تیم فروش نمیتواند او را به خرید برساند.
بنابراین بهجای اینکه فقط بپرسید «چرا نمی فروشم؟» باید مشخص کنید فروش دقیقاً در کدام مرحله متوقف شده است.
قبل از اینکه بگویید فروش ندارم، این 4 عدد را بررسی کنید
برای تشخیص مشکل فروش، ابتدا باید بفهمید مشتری در کدام مرحله از مسیر خرید از دست می رود.
| وضعیت کسب و کار | احتمالاً مشکل کجاست؟ |
| بازدید و ورودی بسیار کم است | بازاریابی و دیده شدن |
| بازدید دارید اما تماس و پیام کم است | پیشنهاد فروش یا اعتماد |
| تماس و پیام زیاد است اما خرید کم است | فرایند فروش و متقاعد سازی |
| خرید اولیه دارید اما خرید مجدد کم است | تجربه مشتری و حفظ مشتری |
| فقط با تخفیف می فروشید | ارزش پیشنهادی یا جایگاه برند |
این تفکیک بسیار مهم است؛ چون کسب و کاری که مشتری بالقوه کافی ندارد، مشکل متفاوتی با کسب و کاری دارد که روزانه دهها پیام دریافت میکند اما نمیتواند آنها را تبدیل به خریدار کند.
اگر هنوز نمیدانید چرا فروش ندارید، مسیر زیر را مرحلهبهمرحله بررسی کنید. این اینفوگرافیک کمک میکند مشخص کنید علت فروش نداشتن کسب و کار شما در جذب مشتری، اعتمادسازی، تبدیل سرنخ، تجربه خرید یا خرید مجدد است.
علت فروش نداشتن چیست؟
علت فروش نداشتن معمولاً یک عامل واحد نیست. فروش نتیجه عملکرد چند بخش مختلف کسب و کار است؛ از شناخت بازار و انتخاب مشتری هدف گرفته تا محصول، قیمت، تبلیغات، اعتمادسازی و عملکرد فروشنده.
اگر یکی از این اجزا درست کار نکند، کل سیستم فروش آسیب میبیند.
مشتری هدف خود را دقیق نمی شناسید
یکی از رایج ترین جوابها به سؤال «چرا فروش ندارم؟» این است:
چون برای همه می فروشید.
وقتی مخاطب شما «همه» باشد، پیام بازاریابی شما برای هیچ کس دقیق و جذاب نخواهد بود.
فرض کنید خدمات حسابداری ارائه میکنید. پیام «ارائه کلیه خدمات حسابداری» بسیار ضعیفتر از این پیام است:
«مدیریت حسابداری و مالیاتی فروشگاه های اینترنتی»
در پیام دوم، مشتری خیلی سریع متوجه میشود که این خدمت دقیقاً برای چه کسی طراحی شده است.
از خودتان بپرسید مشتری ایدهآل شما چه کسی است، چه مشکلی دارد، چرا باید همین امروز آن مشکل را حل کند و هنگام انتخاب بین شما و رقیب چه چیزی برایش مهمتر است.
اگر پاسخ روشنی ندارید، احتمالاً یکی از علتهای فروش کم همینجاست.
چرا مشتری ندارم؟
وقتی کسی میپرسد «چرا مشتری ندارم؟» اولین موضوعی که باید بررسی شود تعداد افرادی است که اصلاً با کسب و کار او مواجه میشوند.
بهترین محصول دنیا هم اگر دیده نشود، فروخته نمیشود.
ممکن است محصول خوبی داشته باشید اما در گوگل حضور نداشته باشید، محتوای شما در شبکههای اجتماعی به مخاطب هدف نرسد، تبلیغات مناسبی نداشته باشید یا مشتریان قبلی شما را به دیگران معرفی نکنند.
در این وضعیت، مشکل اصلی تکنیک فروش نیست؛ مشکل ورودی قیف فروش است.
اما یک اشتباه مهم وجود دارد: قبل از اینکه مطمئن شوید پیشنهاد، قیمت، اعتماد و مسیر خرید درست است، بودجه تبلیغات را چند برابر نکنید. تبلیغات بیشتر روی یک سیستم فروش معیوب فقط باعث میشود افراد بیشتری وارد همان سیستم معیوب شوند.
مشتری دلیل واضحی برای انتخاب شما ندارد
به این سؤال جواب دهید:
چرا مشتری باید از شما بخرد، نه رقیب شما؟
اگر جوابتان فقط «کیفیت بالا»، «قیمت مناسب»، «پشتیبانی خوب» یا «سابقه زیاد» است، احتمالاً هنوز مزیت رقابتی خود را شفاف نکردهاید.
رقبای شما هم دقیقاً همین جملات را میگویند.
مشتری باید تفاوت شما را خیلی سریع درک کند. این تفاوت ممکن است در تخصص، سرعت، ضمانت، شیوه ارائه، تجربه خرید، نتیجه نهایی، خدمات پس از فروش یا حتی تمرکز روی یک گروه خاص از مشتریان باشد.
اگر تفاوت مشخصی وجود نداشته باشد، مقایسه مشتری معمولاً به قیمت ختم میشود.
روی ویژگی محصول حرف میزنید، نه مشکل مشتری
فرض کنید نرمافزاری میفروشید که 25 قابلیت مختلف دارد.
مشتری الزاماً برای «25 قابلیت» پول نمیدهد؛ برای نتیجهای پول میدهد که آن قابلیتها ایجاد میکنند.
بهجای:
«نرمافزار ما سیستم گزارشگیری پیشرفته دارد.»
بگویید:
«هر لحظه میتوانید بفهمید کدام محصول سودآور است و کدام محصول فقط سرمایه شما را خوابانده است.»
در فروش، ویژگی مهم است؛ اما مشتری ابتدا میخواهد بداند:
این محصول چه مشکلی از من حل میکند؟
چرا فروش نمیره؟ شاید مشکل قیمت نباشد
وقتی فروش نمیره، کاهش قیمت یکی از اولین واکنشهای صاحبان کسب و کار است.
اما قبل از تخفیف باید سؤال دیگری پرسید:
آیا مشتری ارزش محصول را بهاندازه قیمت آن درک میکند؟
اگر یک محصول 10 میلیون تومان قیمت داشته باشد اما مشتری فقط 5 میلیون تومان ارزش در آن ببیند، محصول برای او گران است.
اگر همان مشتری 20 میلیون تومان ارزش در محصول ببیند، همان قیمت 10 میلیون تومانی میتواند منطقی باشد.
بنابراین قبل از تغییر قیمت، ارزش پیشنهادی، نحوه معرفی محصول، اعتماد مشتری و تفاوت خود با رقبا را بررسی کنید.
مشتری به شما اعتماد نمی کند
ممکن است مشتری محصول را بخواهد و حتی توان خرید هم داشته باشد، اما هنوز یک سؤال در ذهن او باقی مانده باشد:
«اگر پول بدهم، واقعاً چیزی که قول دادهاند دریافت میکنم؟»
نبود اعتماد بهخصوص در فروش اینترنتی بسیار مخرب است.
مشتری باید بتواند هویت کسب و کار، نمونه کارها، تجربه مشتریان قبلی، شرایط خرید، پشتیبانی، اطلاعات تماس و پاسخ سؤالهای مهم خود را بهسادگی پیدا کند.
هر ابهامی که برطرف نمیکنید، میتواند بهانهای برای عقب انداختن خرید باشد.
چرا فروش اینترنتی ندارم؟
سؤال «چرا فروش اینترنتی ندارم؟» فقط با جواب «بیشتر تبلیغ کن» حل نمیشود.
در فروش اینترنتی سه مرحله باید پشت سر هم درست کار کنند:
کاربر باید وارد سایت یا پیج شود، به پیشنهاد شما علاقه پیدا کند و در نهایت بتواند بدون اصطکاک خرید یا تماس را انجام دهد.
ممکن است بازدید سایت بالا باشد اما صفحه محصول ضعیف باشد. گاهی امکان دارد پیج بازدید خوبی داشته باشد اما قیمت و شرایط خرید مشخص نباشد. ممکن است مشتری آماده خرید باشد اما برای ثبت سفارش مجبور شود چند مرحله پیچیده را طی کند. سرعت پایین سایت، تصاویر نامناسب، توضیحات ناقص، CTA ضعیف، پاسخ دیرهنگام به دایرکت، مراحل زیاد خرید و نبود اعتماد همگی میتوانند فروش اینترنتی را کاهش دهند.
به همین دلیل تعداد فالوور یا بازدید بهتنهایی معیار خوبی برای موفقیت فروش نیست. معیار مهمتر این است که چه درصدی از این افراد به سرنخ و سپس خریدار تبدیل میشوند.
پیشنهاد فروش شما جذاب نیست
گاهی نه محصول مشکل دارد، نه مشتری و نه تبلیغات.
مشکل «Offer» است.
پیشنهاد فروش یعنی مجموعه چیزی که مشتری دریافت میکند، قیمتی که پرداخت میکند، ریسکی که میپذیرد و دلیلی که برای اقدام الان دارد.
مثلاً دو فروشنده دقیقاً یک محصول را با یک قیمت ارائه میکنند، اما یکی از آنها مشاوره قبل از خرید، ارسال سریع تر، ضمانت بهتر یا پشتیبانی قوی تری ارائه میدهد.
طبیعی است که پیشنهاد دوم جذاب تر باشد.
مشتری نمی فهمد باید چه کاری انجام دهد
گاهی صاحب کسب وکار تصور میکند مسیر خرید کاملاً واضح است؛ اما برای مشتری اینطور نیست.
بعد از خواندن صفحه یا دیدن محتوای شما باید مشخص باشد قدم بعدی چیست:
خرید؟
تماس؟
دریافت مشاوره؟
ثبت فرم؟
ارسال پیام؟
اگر چند مسیر مختلف و مبهم مقابل مشتری قرار دهید، احتمال اینکه هیچکدام را انتخاب نکند بیشتر میشود.
«چرا من فروش ندارم ولی رقیبم داره می فروشه؟»
پاسخ لزوماً این نیست که رقیب محصول بهتری دارد.
ممکن است رقیب بهتر دیده شود، سریع تر پاسخ دهد، اعتماد بیشتری ساخته باشد، پیشنهاد ساده تری داشته باشد، مزیتش را واضح تر توضیح دهد یا پیگیری منظم تری انجام دهد.
رقابت فقط مقایسه محصول نیست؛ مقایسه کل تجربه خرید است.
از لحظهای که مشتری با برند آشنا میشود تا زمانی که تصمیم به خرید میگیرد، چندین نقطه تماس وجود دارد. کافی است رقیب در چند نقطه مهم بهتر عمل کند تا مشتری او را انتخاب کند.
پیگیری فروش ندارید
بسیاری از مشتریان در اولین تماس خرید نمیکنند.
اما بعضی فروشندگان، عدم خرید در همان مکالمه اول را به معنی از دست رفتن مشتری میدانند.
درحالیکه ممکن است مشتری هنوز نیاز به زمان، مقایسه، اطلاعات بیشتر یا تأیید فرد دیگری داشته باشد.
پیگیری حرفهای به معنای ایجاد مزاحمت نیست. یعنی بدانید چه کسی، در چه مرحلهای، با چه دغدغهای از خرید منصرف شده و چه زمانی باید دوباره با او ارتباط برقرار کنید.
اگر اطلاعات سرنخ های فروش را جایی ثبت نمیکنید، بخش زیادی از هزینهای که برای جذب مشتری کردهاید از بین میرود.
اعتراض های مشتری را نمیشناسید
«گرونه.»
«باید فکر کنم.»
«با شریکم صحبت کنم.»
«فعلاً نیاز ندارم.»
«رقیبتون ارزون تر میده.»
فروشنده ضعیف با شنیدن این جملات یا فوراً تخفیف میدهد یا مذاکره را تمام میکند.
فروشنده حرفه ای ابتدا میفهمد پشت جمله مشتری چه مانعی وجود دارد.
مثلاً «گرونه» همیشه به معنی نداشتن پول نیست. ممکن است مشتری هنوز ارزش محصول را درک نکرده باشد، به نتیجه اعتماد نداشته باشد یا گزینه دیگری را بهتر بداند.
چطور فروشنده خوبی باشیم؟
اگر میپرسید چطور فروشنده خوبی باشیم، مهمترین تغییر این است که فروش را از «متقاعد کردن مشتری به هر قیمت» به «تشخیص مسئله مشتری و پیدا کردن راه حل مناسب» تبدیل کنید.
فروشنده حرفه ای بیشتر از اینکه حرف بزند، سؤال میپرسد.
او نیاز مشتری را کشف میکند، بودجه و اولویت او را میفهمد، محصول مناسب را پیشنهاد میدهد، اعتراض ها را مدیریت میکند و در زمان مناسب درخواست نهایی کردن خرید را مطرح میکند.
فروشندهای که فقط ویژگیهای محصول را از حفظ میگوید، شاید اطلاعات زیادی داشته باشد؛ اما الزاماً فروشنده خوبی نیست.
تیم فروش شما فرایند مشخصی ندارد
اگر هر فروشنده با روش خودش کار میکند، احتمالاً کسب و کار شما هنوز «سیستم فروش» ندارد.
یک نفر سریع تخفیف میدهد. دیگری پیگیری نمیکند. نفر سوم اطلاعات مشتری را ثبت نمی کند و نفر بعدی حتی نمیداند کدام سرنخ ارزش پیگیری بیشتری دارد.
در این شرایط افزایش تعداد فروشنده ها الزاماً فروش را بیشتر نمیکند.
کسب و کار به یک فرایند مشخص از ورود سرنخ تا نهایی شدن خرید و پیگیری بعد از آن نیاز دارد.
مشتری قدیمی را فراموش کردهاید
بسیاری از کسب و کارها تمام انرژی خود را برای پیدا کردن مشتری جدید صرف میکنند اما بعد از اولین خرید، تقریباً مشتری را رها میکنند.
درحالیکه اگر محصول شما قابلیت خرید مجدد، تمدید، ارتقا یا معرفی به دیگران دارد، مشتری فعلی یک دارایی مهم برای کسب و کار است.
فروش فقط گرفتن سفارش اول نیست.
باید بررسی کنید بعد از خرید چه اتفاقی میافتد. آیا ارتباط ادامه دارد؟ رضایت مشتری سنجیده میشود؟ پیشنهاد بعدی وجود دارد؟ مشتری دلیلی برای برگشتن دارد؟
مشکل فروش شما در واقع مشکل مدیریت کسب و کار است
گاهی کاهش فروش فقط مربوط به فروشنده یا تبلیغات نیست.
محصول نامناسب است، قیمت گذاری اشکال دارد، بازار هدف اشتباه انتخاب شده، منابع مالی درست مدیریت نمیشوند، تیم هماهنگ نیست و مدیر بر اساس اطلاعات کافی تصمیم نمیگیرد.
در چنین شرایطی، اضافه کردن چند «تکنیک فروش» درمان اصلی نیست.
مدیر باید بتواند ارتباط بین بازاریابی، فروش، مالی، منابع انسانی، استراتژی و رفتار مشتری را ببیند. این همان نگاه سیستمی است که در دوره MBA مدیریت کسب و کار روی آن تمرکز میشود.
اگر فروش یک کسب و کار برای مدت طولانی متوقف شده، بهتر است بهجای اصلاح یک بخش بهصورت جداگانه، کل مدل کسب و کار بررسی شود.
فروش ندارم چیکار کنم؟ 7 قدم فروش برای پیدا کردن مشکل
اگر الآن دقیقاً با این سؤال مواجهید که «فروش ندارم چیکار کنم؟»، این 7 قدم فروش را به ترتیب انجام دهید:
- ورودی را اندازه بگیرید: مشخص کنید روزانه یا ماهانه چند نفر واقعاً با کسب و کار شما مواجه میشوند و چند نفر وارد سایت، پیج، فروشگاه یا تماس فروش میشوند.
- نرخ تبدیل را بررسی کنید: از هر 100 بازدید کننده چند نفر پیام میدهند، از هر 100 سرنخ چند نفر خرید میکنند و چند مشتری دوباره برمیگردند.
- مشتری هدف را دوباره تعریف کنید: مشخص کنید چه کسی بیشترین نیاز، توان خرید و احتمال استفاده از محصول شما را دارد.
- پیشنهاد فروش را بازطراحی کنید: مزیت، نتیجه، قیمت، ضمانت، پشتیبانی و دلیل انتخاب شما باید واضح باشد.
- اعتراض های پرتکرار را ثبت کنید: حداقل 20 مکالمه یا دایرکت اخیر را بررسی کنید و ببینید مشتری دقیقاً در چه نقطهای منصرف شده است.
- فرایند پیگیری ایجاد کنید: هیچ سرنخ جدی نباید فقط به دلیل یک پاسخ مثل «بعداً خبر می دم» از سیستم فروش خارج شود.
- نتایج را هفتگی اندازه بگیرید: تصمیمها را بر اساس تعداد سرنخ، نرخ تبدیل، میانگین مبلغ خرید، خرید مجدد و سود بگیرید؛ نه فقط احساس اینکه «بازار خراب است».
این هفت مرحله کمک میکند بهجای تغییرات تصادفی، دقیقاً همان بخشی را اصلاح کنید که جلوی فروش را گرفته است.
یک تست سریع: چرا فروش ندارم ؟ مشکل فروش شما دقیقاً کجاست؟
اگر مشتری ندارید، بازاریابی و کانال های جذب را بررسی کنید.
مشتری دارید اما سؤال نمیپرسد و تماس نمی گیرد، پیشنهاد و اعتماد را بررسی کنید.
تماس دارید اما فروش ندارید، روی فرایند فروش، کشف نیاز، اعتراضات و پیگیری تمرکز کنید.
فروش دارید اما سود ندارید، سراغ قیمت گذاری، هزینه ها و مدل کسب و کار بروید.
فروش دارید اما دائماً افتوخیز میکند، سیستم جذب و فروش شما احتمالاً هنوز قابل پیشبینی نیست.
این نگاه از یک جمله ساده مثل «فروش ندارم» بسیار دقیقتر است.
چرا فروش نداریم؟ چون فروش یک سیستم است، نه یک اتفاق
اگر چند ماه است از خودتان میپرسید «چرا فروش نداریم؟» شاید زمان آن رسیده باشد که به فروش بهعنوان یک بخش جدا از کسب و کار نگاه نکنید.
فروش خروجی مجموعه ای از تصمیم هاست:
چه محصولی ارائه میکنید، به چه کسی می فروشید، چه ارزشی ایجاد میکنید، چگونه دیده میشوید، با چه قیمتی عرضه میکنید، مشتری چقدر به شما اعتماد دارد و تیم شما چگونه او را تا خرید همراهی میکند.
مدیری که بتواند این ارتباط ها را ببیند، بهجای خاموشکردن موقت مشکلات، علت ریشهای آنها را پیدا میکند.
اگر میخواهید این نگاه را فراتر از فروش و در سطح کل سازمان توسعه دهید، مطالعه سرفصل های دوره مدیریت کسب و کار میتواند به شما نشان دهد فروش چگونه با بازاریابی، استراتژی، مالی و مدیریت تیم ارتباط پیدا می کند.
آیا دوره MBA میتواند به افزایش فروش کمک کند؟
MBA یک «دوره تکنیک فروش سریع» نیست و نباید با چنین انتظاری وارد آن شد.
کاربرد اصلی MBA برای مدیر یا صاحب کسب و کار این است که بتواند مسئله فروش را در کنار موضوعاتی مانند مدل کسب و کار، رفتار مشتری، بازاریابی، استراتژی، مدیریت مالی و منابع انسانی تحلیل کند.
مثلاً ممکن است مدیر تصور کند به فروشنده بیشتری نیاز دارد، درحالیکه مشکل اصلی جایگاه محصول یا قیمت گذاری است.
یا تصور کند تبلیغات کم است، درحالیکه نرخ تبدیل پایین باعث هدررفتن بودجه تبلیغاتی شده است.
برای افرادی که قصد دارند این مهارت ها را بهصورت ساختارمند یاد بگیرند و در کنار آموزش، شرایط دریافت مدرک MBA را نیز بررسی کنند، بهتر است ابتدا سرفصلها و شیوه برگزاری دوره را ببینند و سپس بر اساس نیاز حرفه ای خود تصمیم بگیرند.
جمعبندی؛ چرا فروش ندارم اگر فروش نداری، اول مشکل را پیدا کن
اگر مرتب با خودتان میگویید «فروش ندارم»، «چرا نمیفروشم؟»، «چرا مشتری ندارم؟» یا «چرا فروش اینترنتی ندارم؟»، قبل از انجام تبلیغات بیشتر یا دادن تخفیف سنگین، مسیر فروش را مرحلهبهمرحله بررسی کنید.
ممکن است مشکل شما کمبود مشتری باشد؛ اما ممکن است مشتری داشته باشید و نتوانید او را به خرید تبدیل کنید.
گاهی امکان دارد قیمت بالا نباشد؛ بلکه ارزش محصول بهدرستی منتقل نشده باشد.
ممکن است فروشنده ضعیف نباشد؛ بلکه کل کسب و کار استراتژی مشخصی نداشته باشد.
بهترین نقطه شروع این است که فروش را به یک سیستم قابل اندازه گیری تبدیل کنید.
وقتی بدانید مشتری در کدام مرحله از مسیر خرید خارج میشود، سؤال «چرا فروش ندارم؟» از یک نگرانی مبهم به یک مسئله قابل حل تبدیل میشود.
اگر صاحب کسب و کار یا مدیر هستید و احساس میکنید مشکل فقط به فروش محدود نمیشود و لازم است بازاریابی، استراتژی، مالی و مدیریت مجموعه را یکپارچهتر یاد بگیرید، میتوانید سرفصلهای دوره MBA را بررسی کنید.
سوالات متداول درباره فروش نداشتن
چرا فروش ندارم؟
معمولاً فروش نداشتن به یکی از مراحل جذب مشتری، پیشنهاد فروش، اعتماد سازی، قیمت گذاری، تبدیل سرنخ به مشتری، پیگیری یا حفظ مشتری مربوط است. ابتدا باید مشخص کنید مشتری در کدام مرحله از مسیر خرید از دست میرود.
چرا فروش ندارم چیکار کنم؟
قبل از افزایش تبلیغات، تعداد ورودی، تعداد سرنخ و نرخ تبدیل خود را اندازه بگیرید. سپس بررسی کنید مشکل در دیده شدن است یا در تبدیل مخاطب هدف به خریدار.
چرا مشتری ندارم؟
ممکن است مشتری هدف اشتباهی انتخاب کنید، حضور کافی در بازار نداشته باشید یا پیام بازاریابی شما نتواند مخاطب مناسب را جذب کند.
چرا فروش اینترنتی ندارم؟
فروش اینترنتی پایین معمولاً زمانی اتفاق میافتد که ورودی کافی ندارید، صفحه فروش شما ضعیف است، اعتماد مشتری را بهخوبی جلب نکردید، توضیحات محصول ناقص است، قیمت یا پیشنهاد فروش مناسب نیست، CTA شما ضعیف عمل میکند، دیر به مشتری پاسخ میدهید یا مسیر خرید برای کاربر نامفهوم است.
چرا فروش ندارم ولی رقیبم فروش دارد؟
رقیب شما الزاماً محصول بهتری ندارد. ممکن است مشتریان بیشتری جذب کند، اعتماد مخاطبان را بهتر جلب کند، ارزش محصول خود را واضحتر نشان دهد، سریعتر پاسخگوی مشتریان باشد یا سیستم فروش و پیگیری حرفهای تری داشته باشد.
چرا فروش ندارم؟ علت فروش نداشتن کسب و کار چیست؟
علت فروش نداشتن برای هر کسب و کار متفاوت است؛ اما شناخت ضعیف مشتری، ارزش پیشنهادی نامشخص، بازاریابی ناکافی، نبود اعتماد، قیمت گذاری اشتباه، مهارت پایین فروش و ضعف در پیگیری از عوامل اصلی هستند.
چطور فروشنده خوبی باشیم؟
فروشنده خوب قبل از معرفی محصول، نیاز مشتری را کشف میکند. سؤال درست میپرسد، اعتراض مشتری را میشناسد، راهحل مناسب پیشنهاد میدهد و پیگیری منظم دارد.
برای مشاوره رایگان دوره MBA فرم زیر را پر کنید تا مشاوران ما در کوتاه ترین زمان با شما تماس بگیرند.
درخواست تماس از مقاله
"*"فیلدهای ضروری را نشان می دهد
مطالب زیر را حتما بخوانید

چگونه مدیر شویم ؟ راهنمای کامل تبدیل شدن به یک مدیر موفق
14 بازدید

مهارت مدیریتی چیست؟ ۱۰ مهارت ضروری که هر مدیر موفق باید داشته باشد
21 بازدید

تفاوت BBA، MBA، DBA و Post DBA چیست؟
11.95k بازدید

اشتباهات رایج در انتخاب دوره MBA که قبل از ثبتنام باید بدانید
389 بازدید

اعتبار EQF چیست؟
824 بازدید

رشته MBA برای چه کسانی مناسب است
8.33k بازدید









دیدگاهتان را بنویسید